Email: shamiram5@gmail.com

انجمeEmail: shamiram5@gmail.com
ن زنان آشوری -Emai تهران - ایران

Saturday, September 5, 2015



حاتم طائی
شامیرام داودپوریان

   حاتم طائی که یک شخصیت تاریخی مشهور می‌باشد، در ادبیات عرب به بخشندگی و سخاوت  معروف بوده است. سعدی، شاعر بزرگ ایرانی در یکی از اشعار خود  که در کتاب گلستان ثبت شده چنین نوشته است: حاتم طائی را گفتند " از خود بزرگ‌‌همت‌تر در جهان دیده‌ یا شنیده‌ای؟" گفت " بلی، روزی چهل شتر قربانی کرده بودم امرای عرب را. پس به گوشه‌ی صحرایی به حاجتی برون رفته بودم. خارکنی را دیدم پشته فراهم آورده. گفتمش "به میهمانی حاتم چرا نروی که خلقی در سماط او گرد آمده‌اند؟" گفت
  هر که نان از عمل خویش خورد          منت از حـاتـــم طــائـی نـبــرد    
من او را به همت و جوان‌مردی از خود برتر دیدم."  
   دکتر سید جعفر سجادی در صفحه‌ی 62کتاب خود به نام نقد تطبیقی ادبیات ایران و عرب او را به عنوان یک نصاری (مسیحی) نام برده و به نقل از شوقی حنیف ( در کتاب تاریخ ادب جاهلی) چنین نوشته است
مذهب نصاری نیز در یمن و شمال الجزیره رواج داشت و تصور می‌شود که پیروان این مذهب برای ترویج دین خود در قرن چهارم میلادی به این سامان آمده باشند. به هر حال آنان در نجران و پاره‌ای از مناطق دیگر نیز سکنا گزیدند. حبشی‌ها نیز همراه با ابرهه بدان دیار دست یافتند و کنیسه‌ها و معابد متعددی در آن سامان بنا کردند و در روایات آمده که ابرهه کنیسه‌های متعددی در یمن با زینت‌آلات بسیار و طلاکاری‌های بی‌شمار و مجسمه‌هایی از مرمر و سنگ‌های قیمتی با الوان گوناگون ایجاد کرده بود که دو صلیب بزرگ از طلا و نقره در آن‌ها وجود داشت و بندهایی از عاج و آبنوس که بعدها مسلمانان آن‌ها را تبدیل به مسجد کردند. این نصرانیان که با مردم  شام و دیگر قبایل عرب آمیزش یافته بودند اغلب از یعقوبیان یعنی معتقدان به یک اقنوم بودند. نصاری که از طرفی در قبایل عراق نیز نفوذ کرده و در حیره بنایی ساخته بودند اغلب نسطوری یعنی منسوب به نسطوریوس بودند. اینان قایل به دو اقنوم (اقنوم ناسوت و اقنوم لاهوت) بودند. قوم منذر از این طایفه‌اند که به نام نصارای مناذره نامیده می‌شوند. علاوه بر آن برده‌های حبشی در مدینه و مکه نیز نصرانی بودند
   نصاری در قبایل طی و دومه‌الجندل نیز پراکنده بودند. حاتم طایی که فرزند سعد بود و از قبیله طی، نیز نصرانی بود و علاوه بر آن شعر می‌سرود و جزو شاعرانی بود که عمومأ اشعار آن‌ها در وصف کرم و شجاعت و افتخارات قبیله و دودمان خود است. دیوان اشعار او در سال 1872 میلادی در لندن به چاپ رسیده است.  حسین واعظ کاشفی نیز زندگی و کارهای حاتم طائی را به اختصار در در رساله‌ای به نام حاتمیه آورده است که در تهران و پاریس چاپ شد و ترجمه‌ی آن به زبان ترکی تحت عنوان داستان حاتم طائی در 1272 ه.ق. در استانبول به چاپ رسید
   حاتم طائی در مدت زندگی‌اش بیش از ده بار اموال خود را میان فقرا تقسیم کرد. یک بار نیز از جلوی اسرای قبیله غزه عبور می‌کرد، یکی از اسرا به او متوسل شد. حاتم که مالی به همراه  نداشت تا او را آزاد کند، به افراد قبیله گفت او را آزاد کنند و خودش به جای آن اسیر دربند شد. و تا زمانی که توانست پولی تهیه کند در آن وضعیت ماند و بعد آزاد شد
   یکی دیگراز حکایاتی که در مورد حاتم طائی نقل شده است چنین می باشد: روزی حاتم طائی در صحرا عبور می‌کرد. درویشی راه بر او بست و طلب ده‌هزار دینار کمک بلاعوض کرد. حاتم گفت "ده هزار دینار بسیار خواستی." درویش گفت "یک دینار بده." حاتم گفت "آن زیاده‌ طلبی چه بود و این کم خواستن از چه سبب است؟" درویش گفت "از شخصی چون تو کم‌تر از هزار دینار نبایست درخواست کرد و به چون تویی کم‌تر از این مبلغ نمی‌توان بخشید." حاتم دستور داد ده‌هزار دینار درخواستی درویش را به او پرداخت کنند
منابع:  
1 ـ کلیات سعدی به اهتمام محمد‌علی فروغی، انتشارات امیرکبیر، تهران 1372، چاپ یازدهم 1379         
2 ـ نقد تطبیقی ادبیات ایران وعرب، تألیف دکتر سید جعفر سجادی، نشر شرکت مولفان و مترجمان ایران، چاپ  اول 1369                                                                                                                   
3 ـ لغت‌نامه‌ی دهخدا

آداب و رسوم آشوری


شامیرام داودپوریان

   کلوسولاقا ( آراستن عروس ) رسمی مذهبی است که نام آن از ریشه ܣܵܠܸܩ به معنای صعود کند مشتق شده است که کنایه از صعود مسیح به آسمان می‌باشد. تاریخ این جشن40 روز بعد از عید قیام مسیح است. گفته می‌شود که تاریخ این جشن به قرن چهارم میلادی باز‌می‌گردد اما از آن‌جا که این جشن را تنها آشوری‌ها برگزار می‌کنند و نشانی از آن در فرهنگ سایر ملل مسیحی نیست می‌توان به این نتیجه رسید که این یک رسم قدیمی آشوری است که پس از گرویدن به مسیحیت مبنای آن تغییر یافته است. به احتمال زیاد این روز همان روز سیزده بدر است که پس از مسیحی شدن آشور‌ی‌‌ها که از برگزاری رسوم متعلق به دوران بت‌پرستی اجتناب می‌کردند، با تغییر تاریخ و یافتن تعبیری جدید برای آن حفظ شده است                                                                                                                                          
   در این روز مردم از صبح زود به دشت و صحرا می روند تا روزشان را با شادی و سرور به شب برسانند. در اورمیه چنین رسم بود که شب قبل از کلوسولاقا دو شاخه از درخت سنجد را می‌چیدند و هر کدام از آن‌ها را بر بالای یک لنگه‌ی در خانه قرار می‌دادند. آشوری‌ها این روز را با خوردن و آشامیدن و رقص و آواز می‌گذراندند. نمایش اصلی این روز آراستن عروسانی خردسال بود که به همراه چند نفر از بزرگترها به در خانه‌های روستا می‌رفتند و از صاحبان خانه‌ها  تقاضای صدقه می‌کردند. بعد از جمع‌آوری کمک‌های مردم که اغلب مواد خوراکی مانند برنج، گردو، کشمش و غیره بود به مبدأ بازمی‌گشتند و  همگی با هم آن‌ها را صرف می‌کردند                                                                                                                       


   از مواد جمع شده برای کمک به افراد ندار هم استفاده می‌کردند و بعضی از افراد روستا شب قبل گاوها و گوسفندها را می‌دوشیدند و برای مستمندان می‌بردند. غذای ویژه‌ی این روز شیربرنج بود که از پختن برنج در شیر و شکر حاصل می‌شد. البته در بعضی از روستاها مانند سلماس شیربرنج را بدون شیر تهیه می‌کردند و به جای شیر از نمک استفاده می‌کردند                              
   حکایت شده است که در زمان حمله‌ی تیمور لنگ به بین‌النهرین که موجب هلاکت هزاران هزار تن از مردم و به ویژه آشوری‌ها شد، در یکی از این جنگ‌ها و در حالی که رزمندگان در جبهه ی مقدم در حال جنگ بودند توسط نیروی دشمن محاصره شده و قادر به دریافت غذا نبودند. در روز کلوسولاقا همسر ملک شالیطا که فرمانده‌ی نیروهای رزمنده‌ی آشوری بود راه‌ حلی برای شکستن محاصره پیدا کرد به این ترتیب که تعدادی از دختربچه‌ها را لباس عروس پوشاندند و توسط آن‌ها غذا و سایر ملزومات را به جبهه رساندند در حالی که آگاهی داشتند که آن‌ها دیگر برنخواهند گشت                                                                                            
   در آن جنگ ملک شالیطا و همسرش لباس سفید پوشیده بودند و هر دو کشته شدند. نکته‌ی جالب توجه در روایت فوق این است که زنان آشوری با وجود این که از کشته‌شدن خود آگاه بودند اما به جای فرار یا مخفی شدن فعالانه در جنگ شرکت کردند و پا به پای مردان جنگیدند. این واقعه‌ی تراژیک چنان تأثیری بر افکار بازماندگان آن گذاشت که از آن به بعد با بازسازی آن، یاد زنان و مردانی را که در دفاع از وطن خود کشته شدند زنده نگاه داشتند                                                                          
   قبل از جنگ اول در منطقه‌ی حکیاری در هر دهکده دختری را به عنوان عروس سال انتخاب می‌کردند. این عروس باید لباس سنتی عروسی آشوری‌ها را می‌پوشید و دور دهکده گردش می‌کرد و در حالی که آواز ویژه‌ی کلوسولاقا را می‌خواند کمک‌های مردم را که اغلب گردو وکشمش بود جمع‌آوری می‌کرد. بعد از پایان مراسم آن‌چه را که جمع‌آوری شده بود با هم می‌خوردند             .                             
    رسم معمول دیگر در حکیاری این بود که مردان روستا جمع می شدند و به شاخه‌های محکم درختان طناب می‌بستند. سپس مردانی که مایل به مسابقه دادن بودند سعی می‌کردند از طناب بالا بروند و به انتهای شاخه برسند. کسانی که موفق به این کار می‌شدند به عنوان فرد خوش شانس آن سال شناخته می‌شدند                                                                            .             
   در سوریه در چنین روزی دختران و پسران لباس عروسی می‌پوشیدند و در حال آواز خواندن در روستا می‌گشتند و درتک تک خانه‌ها را می‌زدند و تقاضای هدیه می‌کردند. هدیه‌هایی که دریافت می‌کردند اغلب برنج، بلغور گندم و غیره بود. پس از پایان گردش، کودکان جمع می‌شدند و به دشت رفته و مواد غذایی را پخته و با شادی و سرور میل می‌کردند                         .                                                           
   از دیگر مراسم این روز گرفتن فال کوزه بود. روز قبل از کلوسولاقا چند زن و دختر جمع می‌شدند و موادی مانند سنگ، خاک، آب، گل، برگ را جمع‌آوری می‌کردند اما این عمل به طور خاصی صورت می‌گرفت به این ترتیب که سنگ‌ را  ـ سنگ‌های ریز ـ از هفت راه یا هفت حیاط خانه، خاک را از هفت قبرستان، آب را از هفت جوی، گل را از هفت باغچه و برگ را از هفت درخت تهیه می‌کردند و پس از کوبیدن در هفت خانه، همه‌ی آن‌هارا در یک کوزه ریخته و کمی علف هم روی آن‌ها قرار می‌دادند. سپس هر دختر یا پسری که علاقه‌مند به آگاهی از آینده‌ی خود بود یک شئی متعلق به خود مانند سنجاق، گردنبند یا دستبند و غیره را در آن می‌گذاشت. پس از آن کوزه را بالای در کلیسا قرار می‌دادند تا یک شب در هوای صاف بماند                                        .                                                                               
   فردای آن روز تمامی افرادی که شب قبل حضور داشتند جمع می‌شدند و دور هم می‌نشستند. سپس از دختر کوچکی که لباس عروس به تن کرده بود درخواست می‌شد که یکی از اشیاء داخل کوزه را بیرون آورد و در همان حال زنی که به اشعار مراسم  فال کوزه مسلط بود یکی از آن‌ها را می‌خواند و بلافاصله آن را تفسیر می‌کرد که به مثابه فال آن فرد بود. در صورتی که فال با شرایط فرد صاحب شئی متناسب بود موجب تعجب و شادی جمع و همین‌طور تقویت باور حضار می‌شد                                       .                                                                                      
   فال کوزه هرچند در نظر مردم ما رسمی بیگانه می‌نماید اما با مراجعه به کتاب‌های مربوط به آداب و رسوم ایران مشخص می‌شود که این رسم که به زبان ترکی جان‌گولوم نامیده می‌شود، رسمی بسیار قدیمی و متعلق به دوران پیش از اسلام است. هم‌چنین با توجه به زمان برگزاری این مراسم که در اوایل بهار و هم‌زمان با جشن‌های نوروزی است می‌توان به این امر پی برد که این رسم هم جزو رسوم مربوط به جشنواره اکیتو یا سال تو آشوری و بابلی است و تا چند سال قبل نیز دربعضی از شهرستان‌های ایران مانند یزد متداول بوده است. نویسنده‌ی نامدار ایرانی هاشم رضی نیز در کتاب معتبر خود به نام جشن‌های آب  آن را جزو رسوم نوروزی ذکر کرده است و در عین‌حال ریشه‌ی جشن نوروز را مراسم سال نوی آشوری و بابلی می‌داند                               .                                                                   

زبان کودکانه در آشوری


شامیرام داودپوریان


   زبان کودکانه زبانی است که مادران از طریق آن با نوزادان خود که هنوز قادر به تکلم نمی‌باشند صحبت می‌کنند. این زبان که متفاوت از زبانی است که بزرگترها با آن مکالمه می‌کنند دارای ریتم و موزیک می‌باشد و به همین جهت قادر به جلب توجه کودکان است. مادران سعی می‌کنند که به وسیله‌ی آن توانائی کودک خود را برای فهم و شناخت جملات ارتقا دهند. می‌توان گفت که آموختن این زبان نقش مهمی در تسهیل آموختن زبان بزرگسالان دارد زیرا در زبان کودکانه کلمات طوری تغییر داده می‌شوند که کودک به آسانی آن‌ها را تلفظ کند و در نتیجه سرعت یادگیری افزایش می‌یابد
   باید گفت که کودک با گوش دادن به پدر و مادر زبان را می‌آموزد به همین علت کودکانی که والدینشان ـ به ویژه مادر ـ با آن‌ها بیشتر صحبت می‌کنند زودتر حرف زدن را آغازمی‌کنند. نخستین کاری که کودک برای یادگیری زبان انجام می‌دهد تقلید است که نقش بسیار مهمی در یادگیری دارد. با این وجود گاهی کودکان عبارات و جملاتی را به کار می‌برند که هیچ بزرگ‌سالی به کار نبرده و این مربوط است به خصوصیات فردی یک کودک مانند هوش، استعداد و شرایط محیطی او
طبق اصول روانشناسی مراحل یادگیری زبان عبارتند از
1 ـ بغبغو کردن (4 ـ 3 ماهگی) این اولین مرحله‌ی زبان است و نمود ظاهری شروع زبان مادری و شروعی برای غان‌و‌‌غون کردن و تکرار اصوات ناموزون است
 ـ غان‌وغون کردن (8 ـ 7 ماهگی
در این مرحله اصواتی که کودک ادا می‌کند به صورت آهنگین و موزون هستند.  
 ـ مرحله‌ی تک‌کلمه‌ای (13 ـ 10 ماهگی 
در این مرحله تفاوت فردی ـ خلق‌وخوی کودک ـ ارتباط اجتماعی ـ سطح تحصیلات و پایگاه اجتماعی والدین ـ جنسیت و مزاج نقش دارد
 ـ مرحله‌ی دو کلمه‌ای (24 ـ 13 ماهگی 
این مرحله، مرحله‌ی تلگرافی صحبت کردن برای رساندن معنی می‌باشد. زمانی که کودک به این مرحله برسد کم‌کم جملاتی را به کار می‌برد که به هم ریخته است اما سعی می‌کند که قوانین دستوری را به کار ببرد. تفاوت یک بزرگ‌سال با یک کودک در این مرحله در گنجینه و آستانه‌ی لغات است
   مسلمأ در ملل و اقوام گوناگون چنین زبانی وجود دارد که مورد استفاده‌ی والدین قرار می‌گیرد اما منابع بسیار محدودی در این زمینه منتشر شده است. مطالعه‌ی حاضر به جمع آوری و عرضه‌ی کلمات مورد استفاده در زبان کودکان آشوری می‌پردازد به این منظور که گشاینده‌ی راهی برای بررسی بیشتر این مبحث توسط زبان‌شناسان باشد 
   در زبان آشوری حدود شصت لغت مربوط به زبان کودکانه وجود دارد که تا سن 6 سالگی (آغاز تحصیل علم) توسط والدین و اقوام نزدیک مورد استفاده قرار می‌گیرد. اغلب این کلمات فرم ساده شده‌ی کلمات اصلی در زبان آشوری می‌باشند. در این نوع حروفی مانند "خ" و "ر" از لغت حذف شده‌اند تا کودک بتواند به سهولت آن را ادا کند. به عنوان مثال کلمه‌ی ریشا با حذف ر تبدیل به ایشا شده است. تعدادی از این کلمات تکرار یک سیلاب هستند که همین تکرار موجب به وجود آمدن ریتم آن کلمات می‌شود و درعین حال باعث سهولت تکرار آن‌ها و لذت بردن کودک از این تکرار می شود. به عنوان مثال کلمه‌ی طا‌طا که به معنی کودک می‌باشد از تکرار دو سیلاب تشکیل شده که دارای ریتم می‌باشد و تکرار سیلاب طا خود مانند بازی سرگرم کننده و لذت‌بخش است. با توجه به این‌که عمل تکرار خود از اصول اصلی یادگیری می‌باشد می‌توان نتیجه گرفت که به‌کاربردن این فرم از کلمات سرعت یادگیری را افزایش داده و موجب تسهیل آموزش زبان می‌شود

   جدول زیر نمایشگر تعدادی از این لغات می‌باشد که تا کنون مورد استفاده‌ی مادران آشوری ایران قرار می‌گرفته  است و می‌توان گفت که دربرگیرنده حداکثر لغات مورد نیاز کودکان  ـ تا 3سالگی ـ می‌باشد




انگلیسی
English
فارسی
Farsi
آشوری
Assyrian
لاتین
Latin
1
Delicious
قاقا
ܩܵܩܵܐ
Ghaghgha
2
Milk
شیر
ܘܵܘܵܐ
Wawwa
3
Food
غذا
ܦܘܼܦܵܐ
Puppa
4
Bread
نان
ܡܲܡܵܐ
Mamma
5
Meat
گوشت
ܫ̃ܲܫ̃ܵܐ
Jajja
6
Water
آب
ܢܘܿܢܘܿ
Nono
7
Egg
تخم مرغ
ܩܝܼܩܝܼ
Gheeghee
8
Apple
سیب
ܒܘܼܫܵܐ
Busha
9
Yogurt
ماست
ܡܲܬܵܐ
Matta
10
Eye
چشم
ܢܲܢܵܐ
Nanna
12
Head
سر
ܐܝܼܫܵܐ
Esha
13
Hand
دست
ܟ̰ܲܟ̰ܵܐ
Chachcha
14
Foot
پا
ܦܲܦܵܐ
Pappa
15
Mouth
دهان
ܡܘܼܡܵܐ
Mumma
16
Breast
پستان
ܟ̰ܸܟ̰ܵܐ
Chichcha
17
Belly
شکم
ܟܝܼܫܵܐ
Kisha
18
Back
پشت
ܗܵܨܵܐ
Hasa
19
Bottom
باسن
ܛܝܼܛܵܐ
Deeda
20
Shirt
پیراهن
ܬܘܼܬܵܐ
Tutta
21
Trouser
شلوار
ܡܵܢܵܐ
Mana
22
Cat
گربه
ܦܝܼܫܝܼ
Pishshi
23
Dog
سگ
ܩܘܼܟ̰ܘܼ
Guchchu
24
Sheep
گوسفند
ܓܸܕܒܵܐ
Gidba
25
Bird
پرنده
ܟ̰ܘܼܟ̰ܘܼ
Chuchu
26
Cow
گاو
ܒܝܼܫ̰ܘܿ
Biju
27
Hit
کتک
ܕܸܩܸܐ
Diggi
28
Kiss
بوسه
ܒܵܟ̰ܸܐ
Bachi
29
Sleep
خواب
ܠܘܿܠܵܝ
Lolay
30
Dance
رقص
ܢܵܢܵܝ
Nanay
31
Bath
حمام
ܒܝܼܫ ܒܝܼܫ
Bish Bish
32
Excursion
گردش
ܒܘܿܗܵܐ
Boha
33
“
گردش
ܐܘܿܒܵܐ
Oba
34
Pacifier
پستانک
ܟ̰ܸܟ̰ܸܐ
Chichchi
35
Car
ماشین
ܛܘܼܛܘܼ
Dudu
36
Poop
مدفوع
ܥܵܥܵܐ
Aa
37
Pee
ادرار
ܒܝܼܒܝܼܫ
Bibish
38
To eat
خوردن
ܗܲܡ ܗܲܡ
Ham Ham
39
Father
پدر
ܦܵܦܵܐ
Papa
40
Mother
مادر
ܡܵܡܵܐ
Mama
41
Brother
برادر
ܗܘܿܢܘܿ
Hono
42
Sister
خواهر
ܗܵܬܵܐ
Hata
43
Grandma
مادربزرگ
ܢܵܢܵܐ
Nana
44
Grandpa
پدربزرگ
ܒܵܒܵܐ
Baba
45
Uncle
عمو
ܡܵܡܘܼ
Mamu
46
Uncle
دایی
ܗܵܠܘܼ
Halu
47
Aunt
عمه
ܐܵܬܬܘܼ
Attu
48
Aunt
خاله
ܗܲܬܬܘܼ
Hattu
49
Girl
دختر
ܒܵܬܵܐ
Bata
50
Boy
پسر
ܒܘܼܢܵܐ
Buna
51
There is not
نیست
ܦܵܐ
Pa
52
Vomit
استفراغ
ܐܘܿܥ
O’
53
Dirty
آلوده، بد
ܟܸܚ
Kikh
54
Painful
دردآور
ܓ̰ܸܙ
Chiz
55
Ouch
احساس درد
ܐܘܼܦ̰
Oof
56
Hush
ساکت
ܫܸܫ
Shish
57
This way
این‌طور
ܐܵܛܵܐ
Adda
58
Beast
دیو
ܚܘܼܚܘܼ
Khukhu
59
Rain
باران
ܡܸܛܵܐ
Mida
60
Snow
برف
ܬܲܓܵܐ
tagga
61
Flower
گل
ܘܲܕܵܐ
wadda
62
Book
کتاب
ܬܵܒܼܵܐ
Tava




        دوستان گرامی به انجمن بانوان شامیرام کمک مالی نموده‌اند: سپاس!
               فلورانس بت ایشو               130،000  تومان
               ویویان آقاسی                    100،000    "